تغییر سبک و روش درست زندگی، اعتماد به نفس و امید به رحمت خدای مهربون کلید هر موفقیتیه
من انجامش دادم و خیلی چیزا عوض شد که فکرش رو هم نمیکردم!
خیلی راه مونده تا به اون بالا بالاها برسم اما از همینجام که نگاه میکنم مناظر اطراف و مسیر آینده به نظرم قشنگه... پر از لطافت و زیبایی...
میگن دنیا ارزش نداره! مگه میشه دنیایی که باهاش آینده و عشق ساخته میشه ارزشی نداشته باشه، حالا کوتاه و بلند بودنش مهم نیست، مهم چیزاییه که بدست میاریم و چیزایی که باید ازشون بگذریم تا به اوج برسیم... برسیم اون بالا بالاها که راحت بتونیم با خدا یا هرکی که دوست داریم یه خلوت بسازیم و حرف بزنیمو حال عاشقانه داشته باشیم...
باید داشت تا بشه بخشید, حتی یه دونه خرمارو یا حتی یه عشق رو... باید بدستشون آورد، باید تلاش کرد، وقتی براش تلاش کردی و بعد بخشیدیش طعم شیرینش تا عمق وجود آدم نفود میکنه و آدم رو لبریز شادی میکنه و لبخند کنار لبش میشینه
خدا رو دوست دارم، دنیا رو دوست دارم چون توش خدامو شناختم، همه آدما رو دوست دارم چون بهم فرصت میدن تا ببخشم و وسیله ای هستن تا عشقمو به خدا ثابت کنم... هم فقیرشون و هم غنیشون و هم سطوح متوسطشون!... همشون دست به دست هم دادن تا نردبانی بشن برا بالا رفتن! ... نگاه کردن به این نردبان بسه!... باید حالا که فرصتش داده شده ازش استفاده کرد...
خدا خیلی مهربونه و لطف و کرمش زیاد، آدم فقط باید بخواد و شروع کنه، بعد خدا
راهو براش باز میکنه
خدا بهم فرصت آشنایی و همکاری با آدمای مختلفیو در زمینه کاری داد و همینم
باعث شروع همکاریهایی شد
فعلا که سرم شلوغه، پروژه دانشگاه از یه طرف، کارای کوچیک و بزرگ دفتر از یه
طرف وحالا مدیر ساختمان سازی یه کارخونه بزرگ شدم!
چون یه دفعه این همه کار بهم محول شد و فرصت برنامه ریزی نداشتم خیلی خسته شدم
اما هفته دیگه از روی برنامه جلو میرم
فقط خدایا یه نفر که باهاش خوشبخت بشم رو بهم بده تا حالا که خیالم از بابت
کار راحت شده، به آرامش روحی هم برسم، واقعا وجود یه همراه رو کنار خودم لازم دارم
من چند سال قبل که خیلی تحت فشار بودم نشستم و برا خودم یه ایمیل نوشتم؛ امروز که میلمو نگاه میکردم چشمم به اون ایمیل افتاد. عنوانش درد دل بود؛ درست روز آخر قبل قبل اینکه بیام خونه تو سایت نوشته بودمش؛ خوندمش و یاد خیلی چیزا افتادم با اینکه کمی ناراحت شدم اما در کل خوشحالم!
کاش الانم مثل اونوقتا همونقدر ساده مونده بودم اما درسای زندگی باعث شد کمی از طرز فکرام عوض بشه بعضیاش بهتر و بعضیاش خودخواهانه تر بشه!
بعضی وقتا از خدا دور شدم و نبودشو احساس کردم و بعد مثل این بچه هایی که اشتباه میکننو با حالت خجالت و زیرچشمی مامانشونو نگاه میکنن تا ببینن مامانشون بهشون لبخند میزنه که دوباره بخندن همونجوری برگشتم و به خدا نگاه کردم!
تو این مدت با خیلیا آشنا شدم؛ با خیلیا حرف زدم؛ آخرش متوجه شدم آدم هر قدرم بخواد منطقی باشه آخرش این دلشه که براش تصمیم میگیره؛ نه پول و نه ماشین و نه خونه!
مهم اینه که دل به کی دل ببنده؛ کنار کی احساس امنیت و آرامش کنه؛ کنار کی دیگه هیچی از دنیا نخواد
خیلی احساس قشنگیه؛ اما اگه دو طرفه نباشه آدمو از بین میبره
غم عشق و دوری و وصل و جدایی همشون قشنگن؛
تجربش به همه چی می ارزه
با اینکه ممکنه به وصل نرسه و کمر آدمو خم کنه اما باید تجربش کرد چون در سالهای آینده احساس خوبی به آدم میده!
زندگی کوتاه است
قوانین را زیر پا بگذار
بسرعت ببخش
با صداقت عاشق شو و با حرارت ببوس
همیشه بخند
هیچ وقت لبخند را از لب هایت دریغ نکن
مهم نیست زندگی چقدر عجیب است
زندگی همیشه آنطور که ما فکر می کنیم پیش نمی رود
اما تا زمانی که هستیم ، باید بخندیم و سپاسگذار باشیم
The glow of the moon Casting its shadow Erie on this perfect clear night You leave me too soon The tears start to flow And I lose control As you sing me, sing me to sleep
Lullaby and goodnight Go to sleep my sweet baby Dream a dream, A beautiful dream
A star burned out I tried not to cry You left me alone, all hope gone Although I can try and pray Through tears in my eyes To get through on my own Please just sing, sing me to sleep
Lullaby and goodnight Go to sleep my sweet baby Dream a dream, A beautiful dream
Dreams come and go Filling me with sorrow You held my hand through it all But no I will not awake tomorrow I just can't take the pain One last time, sing me to sleep
Lullaby and goodnight Go to sleep my sweet baby Dream a dream,a beautiful dream
Promise me you'll do this right Don't tell me goodbye Just kiss me goodnight And try not to cry As I whisper one last time: "Goodnight and Good Mourning"